غلامرضا هنرهای فراوانی داشت. اودر شاد کردن جمعی که در اون حضور داشت خبره بود. این جوان سیه چرده و مخلص خود را برای شاد کردن بندگان خوب خدا کوچیک میکرد. او یک پای نمایشهایی بود که در گردان برای شادمانی بچه های رزمنده برپا میشد و در این نمایشها همیشه نقش اول بود و آنقدر شیرین کاری میکرد که از خنده روده بر میشدی..

گردان ما دو تا جوان اینگونه به خود دید...یکی شهید غلامحسین رضایی بود که در عملیات کربلای یک به شهادت رسید ودیگری شهید غلامرضای کاظمی بود.